HTML clipboard
ارسال کننده : آبتین (Abtin)
او دیگر آن مردی نیست
که ما می شناختیم، مردی که در یک شب تاریک،سرد و بارانی همسر و کودک دوست داشتنی اش
را از دست داد و تصمیم گرفت کلت 60 کمری در دست بگیرد و به دل آلوده New York بزند
تا از شر صدای آویز عروسکی تخت کودکش و تصویر همسرش که سعی کرده بود از کودکش
مراقبت کند ولی در خون خود غلتیده بود راحت شود، ولی نتوانسته با این کار خاطراتش
را به فراموشی بسپارد و تبدیل به فردی ساکت،منزوی،دل سرد و الکلی شده است که دیگر
امیدی به آینده ندارد شاید اگر فردی بود که از شخصیت قوی بهره نمی برد الان دست به
خود کشی زده بود چند سالی است که قهرمان ما روزهایش را بدین شکل سپری می کند اما
هنوز دوستی برایش باقی مانده که به او بیندیشد و او کسی نیست جز رائول پاسوس (Raul
Passos) همان همکار قدیمی که این بار فرشته راهگشا مکس شده و به او پشنهاد کار در
سائوپائولو و محافظت از خانواده ثروتمند رودریگو برانکو را می دهد.
HTML clipboardخیابان های سرد نیویورک
و جنایتکارانش تک تک بافت های بدنش را خسته کرده اند ولی این فقط بدنش نیست که خسته
شده بلکه روحش هم از این قاعده مستثنا نبوده، به یاد همسر و کودک از دست رفته اش
روزهای زندگی اش را با خالی کردن بطری ها می گذراند او بعد از 9 سال با چهره ای
رنجور و قلبی شکسته برگشته است تا بار دیگر ثابت کند خم می شود ولی نمی شکند دوست و
همکار قدیمی اش رائول او را با دنیای جدیدی در هزاران کیلومتر دورتر از نیویورک است
آشنا می کند!
دنیایی گرم،آفتابی و سوزان همراه با نخل های گرم سیری که با وزیدن باد به رقص در می
آیند و پرندگانی که با صدای زیبایشان می خواهند تا زشتی شهر را بپوشانند اینجا
برزیل،سائوپائولوست مرکز خلافکاران آمریکای جنوبی جایی که اینبار مکس باید با تمامی
خلافکاران و کسانی که سد راهش می شوند دست و پنجه نرم کند تا آبرو و دختر برانکو که
به دستش سپرده شده بود را برگرداند ولی مکس ما پیرتر،حساس تر و آسیب پذیرتر از
گذشته اش است پس تصمیم میگیرد تا خود سازی کند و مثل همه آدمها اول از ظاهرش شروع
می کند سر خود را می تراشد، ریش هایش را بلند می کند و اندامش را به فرم ثابت خود
برمی گرداند، به دل شهری میزند که قلبش در دست دلارهای روسای مافیاست و مغز مردمانش
را پودر برگ درختان کوکا اشغال کرده و مکس تنهای تنهاست.....

اینگونه که احساس می شود داستان بازی دارای فراز و نشیب بسیاریست و همه چیز نسبت به
قبل فرق دارد اما هنوز ریشه های 2 داستان گذشته در دل این نسخه نفوذ کرده اند مراحل
اولیه بازی تشکیل شده از 2 نسخه پیشین هستند و حتی کلید ادامه داستان در دست رائول
که دوست قدیمی مکس از قرار دارد، همه چیز از یک پیشنهاد کاری که شامل مراقبت از
خانواده ثروتمند برانکوست شروع می شود در اول کار همه چیز آرام و خوشایند است ولی
در ادامه دختر برانکو که رابطه نزدیک و عاطفی با مکس پیدا کرده توسط اشرار ربوده می
شود و اینجاست که در وجود مکس انقلابی رخ می دهد ناگهان تمامی خاطرات گذشته برایش
زنده می شود و عزمش را تقویت میکند تا اینبار خاطره ای تلخ برایش باقی نماند.

داستان بازی روی گیم پلی بازی تاثیر مشهودی گذاشته است این را می شود از اضافه شدن
کاورگیری متوجه شد این قابلیت بیانگر اینست که مکس محتاط تر و مراقبتر از گذاشته
است ولی هنوز قابلیت معروف Bullet Time مکس را یاری می دهد البته بیشتر احساس می
شود این قابلیت برای این دستخوش تغییر نشده که بخش اکشن و سینمایی پروژه مهیج باقی
بماند و بتواند مخاطب را به وجد بیاورد، برای درک کامل لحظه ای را تصور کنید که مکس
در یکی از خیابان های گرم سائوپائولو در زیر سایه درختان نخل قدم میزند وقتی به
اطرافش نگاه میکند پرندگان رنگارنگ در حال پرواز را می بیند و ساختمان های شیشه ای
که نور منعکس شده از خورشید را مستقیم در چشمان مکس می تاباند در این لحظه یک
اتومبیل با سرعت زیاد که در حال حرکت است در سر چهارراه متوقف می شود و دو نفر از
پنجره هایش شروع به تیر اندازی میکنند اینجاست که مکس با یک حرکت سریع و با استفاده
از قابلیت Bullet Time در پشت اتومبیلی کاور میگیرد و شروع به تیر اندازی میکند، خب
همانطوری که مشاهده کردید در این صحنه 2 قابلیت Bullet Time و کاورگیری مهمترین و
مهیج ترین بخش این سکانس را تشکیل میدهند حال دوباره برمیگردیم به موقعیت یکی از
دشمنان که دارای هوش مصنوعی پیشرفته و فوق العاده ای هست در پشت اتومبیل کاور
میگیرد و دیگری که نسبت به دوست هوش مصنوعی پایین تر دارد به صورت ایستاده و با
قدمهای کوتاه به مکس نزدیک می شود و تیر اندازی ادامه پیدا می کند مکس توسط فردی که
کاور گرفته است مورد اصابت گلگوله قرار می گیرد و زخمی میشود در همین حین آخرین
گلوله شلیک شده از کلت مکس به پیشانی فردی میخورد که بدون کاور گیری قصد جان مکس را
کرده اینجاست که فردی که کاور گرفته احساس میکند می تواند بایستد و کار مکس را تمام
کند ولی مکس با استفاده از قابلیت Last Stand آخرین گلوله خشاب خود را شلیک میکند
آخرین گلوله توسط دوربین های بازی دنبال می شود و دشمن را به درک واصل می کند مکس
که زخمیست برای اینکه سلامتی خود را بدست آورد از قرص و نوشابه استفاده می کند.

همینطور که خواندید در یک درگیری مکس از قابلیت های که برایش طراحی شده می تواند هم
به آسانی از سد دشمنان بگذرد و هم لحظه ای اکشن خلق کند در اصل گیم پلی با بهره
گیری خوب از داستان تا حدی نشان می دهد حرفی برای زدن دارد ولی این برای مخاطب کافی
نیست چون بسیاری از بازیها بدین شکل عمل می کنند اینجاست که عنصر گرافیک به کمک دو
عنصر قبلی می آید و همانند یک کاتالیزگر سرعت واکنش را هم بالا می برد و هم محصول و
ترکیب خوبی ایجاد می کند، صحنه های قبل را به یاد بیاورید به نظر شما تیرهای شلیک
شده ای که نه به مکس برخورد کرده اند و نه به اشرار چه شده اند؟!؟ قاعدتا پاسخ
اینست که به اشیا حول محیط درگیری برخورد کرده اند اما باید توجه داشت این تنها یک
برخورد نیست بلکه تک تک گلوله ها همانند یک کاردک مجسمه سازی تمامی اشیا را دستخوش
تخیر کرده اند، گلوله ای به درب اتومبیل برخورد کرده سوراخی در بدنه ایجاد و رنگهای
قرمز متالیک اتومبیل را سوزانده و از بین برده، گلوله ای به تنه درخت اصابت کرده و
تیکه های چوب را به هوا پخش کرده و بعد ار عبور از تنه درخت به دیوار سیمانی فرو
رفته و گلوله ای مغز یکی از اشرار را همانند رنگ در تابلو کوبیسم بر روی شیشه
اتومبیل پخش کرده است، گرافیک قوی که توسط دو موتور قدرتمند Rage وEuphoria Engine
به وجود آمده این صحنه ها را خلق کرده است تا مخاطب شوق یک درگیری و برخورد به تمام
عیار را حس کند البته این تخریب پذیری و طبیعی بودن صحنه ها تنها معطوف به محیط
نیست بلکه بدن دشمنان نیز از این شیوه بهره می برند برای مثال وقتی گلوله شلیک شده
از اسلحه مکس به سر دشمن اصابت کند، پاهای دشمن از زمین جدا می شود سر کمی به عقب
مایل می شود و بدن حالت قوسی شکل می گیرد و در کمتر از یک ثانیه کل هیکل نقش زمین
می شود و گلوله ای که به شانه مکس برخورد کرد باعث شد نیمه چپ بدن مکس به پشت
برگردد و دست حالت لمسی و فلجی بگیرد.

گرافیک بازی کمک شایانی به کل بازی کرده است، تخریب پذیری، طبیعی شدن برخورد گلوله
با اندام افراد، طرز قرار گیری دوربین ها لذت بازی را برای گیمر دو صد چندان می کند
و این نسخه را با گیم های این دوره هماهنگ می کند تا نشان دهد همانند دو نسخه دیگر
موفق باشد همچنین ایجاد فضای کامل اطراف توسط گرافیک و دوربین های بازی این قابلیت
را به گیمر می دهد که در هر حالتی توانایی تیر اندازی داشته باشد زیرا اینطور که
گفته شده است شیوه مبارزات رو به جلو نیست و در بعضی از مواقع مکس در دایره ای از
دشمنان محاصره می شود پس باید قابلیت این را داشته باشد که در تمام زوایا با دشمنان
رو در رو شود البته طبق تریلرهای منتشر از بازی می توان به این نکته پی برد که
انفجارها و آتش سوزی های حاصل از آن به هیچ وجه دلچسب نیست و خیلی مصنوعی به نظر می
رسند.

دو نسخه پیشین مکس پین در عصر خود به قدری خوب بوده اند که توانستن در دل اکثر
گیمرها جایی برای خود باز کنند تا بعد از 8 سال گیمرهای زیادی منتظر نسخه جدید این
سری باشند، راک استار نیز نشان داده که می تواند خیلی خوب از عده پروژها و کارهایی
که در دست می گیرد برآید، پس امید می رود که اینبار نیز راک استار بتواند این نسخه
را با موفقیت منتشر سازد همچنین اطلاعاتی که از این بازی منتشر شده است نشان دهنده
این است که گیمرها می توانند امیدوار باشند هرچند بسیاری از مخاطبین با دیدن تریلر
منتشر شده به خشم آمده اند ولی باید صبر کرد و دید در مارس 2012 چه اتفاقی خواهد
افتاد.